معرفی برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر رضوی

برچسب های این مطلب:
معرفی - معرفی برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر - معرفی برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر - معرفی دیدنی پست برترین‌های خرید - معرفی - معرفی - ‎ رایگان معرفی - معرفی برترین‌های پنجمین - معرفی برترین‌های پنجمین - برترین‌های - برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر رضوی - برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر رضوی - برترین‌های خرید پنجمین سوخت جشنواره - معرفی برترین‌های - معرفی برترین‌های - رایگان معرفی دیدنی پست برترین‌های - معرفی برترین‌های پنجمین جشنواره - معرفی برترین‌های پنجمین جشنواره - پنجمین - پنجمین جشنواره تئاتر رضوی - پنجمین جشنواره سراسری تئاتر رضوی - پنجمین جشنواره تئاتر رضوی آنلاین - معرفی برترین‌های پنجمین - تئاتر رضوی پنجمین - معرفی برترین‌های پنجمین - دیدنی پست برترین‌های خرید پنجمین - معرفی برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر - پنجمین جشنواره سراسری - جشنواره - جشنواره تئاتر رضوی - جشنواره سراسری تئاتر رضوی با - جشنواره که پنجشنبه در بجنورد - معرفی برترین‌های پنجمین جشنواره - رضوی پنجمین جشنواره - در مراسم پایانی این جشنواره - لوح سپاس و تندیس جشنواره - برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر رضوی - پنجمین جشنواره سراسری تئاتر - تئاتر - تئاتر رضوی پنجمین - تئاتر رضوی با تقدیر از - تئاتر ی در شهر کوچکشان بوده‌اند - معرفی برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر - پنجمین جشنواره سراسری تئاتر - به‌دنبال جمع‌کردن چهره‌های تئاتر - ششمین جشنواره بین المللی تئاتر - پنجمین جشنواره تئاتر رضوی - جشنواره سراسری تئاتر رضوی با - رضوی - رضوی پنجمین جشنواره - رضوی با تقدیر از استاندار - رضوی آنلاین معرف 1740 - برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر رضوی - پنجمین جشنواره سراسری تئاتر رضوی - برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر رضوی - برای برترین تئاتر پست رضوی - جشنواره تئاتر رضوی - سراسری تئاتر رضوی با تقدیر

معرفی برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر رضوی  
جشنواره تئاتر رضوی

پنجمین جشنواره سراسری تئاتر رضوی با تقدیر از استاندار و مدیر کل ارشاد خراسان شمالی و نیز شهردار بجنورد به کار خود پایان داد.
در مراسم پایانی این جشنواره که پنجشنبه در بجنورد برگزار شد، به هر 14 نمایش حاضر در دوره پنجم نیز لوح سپاس و تندیس جشنواره داده شد تا ماجرا تنها به سطح مدیران استانی ختم نشود. به ویژه آن که برگزیده اول جشنواره امسال، از تهران به بجنورد رفته بود.
«پدرانه» به کارگردانی علی‌اصغر راسخ‌ راد، 6 جایزه از جوایز گوناگون جشنواره امسال را درو کرد، هرچند که حاصل این برداشت، مجموعاً نیز بعید است حتی کفاف خرید یک داس تازه را بدهد.
ظاهراً استاندار و فرماندار و شهردار و مدیر کل ارشاد و باقی دست‌اندرکاران استانی جشنواره امسال، بیش از آن که به فکر جور کردن بودجه‌ای علاوه بر 4میلیارد ریالی جشنواره (که ظاهراً بخش اندکی از آن به جوایز اختصاص داشت) باشند، به‌دنبال جمع‌کردن چهره‌های تئاتری در شهر کوچکشان بوده‌اند تا نگاه‌ها را مجذوب تلاش خود کنند؛ موفق هم شده‌اند البته  معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  چراغ سبز را در مراسم پنجشنبه نشان داد.
محمدحسین ایمانی خوشخو با ارزنده توصیف کردن استقبال مردم خراسان شمالی از جشنواره امسال، از امکان استقرار دبیرخانه دائمی جشنواره در این استان خبر داد.
علی نصیریان، سیاوش تهمورث و حسین مسافر آستانه، هیات داوران جشنواره امسال، هر سه در سالن بودند و آقای فتوحی حسابی حواس همه را پرت کرده بود.(داخل پرانتز: کودک 6 ساله یکی از برگزیدگان که  برای دریافت جایزه مادر غایبش  در مراسم حضور داشت،  خطاب به علی نصیریان و با صدای بلند گفت: تو یه فتوحی بد هستی!)
جایزه برگزیدگان  از 700هزار تومان برای بهترین کارگردانی بالاتر نرفت.

البته بسیار پایین‌تر آمد. مثلا جایزه سوم بازیگری مرد شامل لوح تقدیر و 300هزار تومان به صورت مشترک به فرهاد بشارتی برای نمایش زائرسرای رضا و حسن چودن برای نمایش آه و ماه. با این حال مسئولان برای متون نمایشی سرکیسه را کمی شل‌تر کرده بودند.مسافر نوشته محمد رحمانیان، روزهای سرخ نوشته مهدی ایوبی و وقف نوشته فرهاد غلامیان به‌عنوان 3 اثر برگزیده این بخش، علاوه بر این‌که چاپ خواهند شد، جایزه نقدی 15 میلیون ریالی نیز دریافت کردند.
البته این بخش به نمایش‌های اجرا شده در جشنواره ربطی نداشت ولی در بخش بهترین متن نمایشی جشنواره نیز هیات داوران 900 هزار تومان به آرش عباسی نویسنده پدرانه تقدیم کرد.
جالب آن که برای تقدیر از سعید تشکری، نویسنده نمایش آه و ماه، 100هزار تومان به او داده شد و جایزه سوم این بخش نیز به مبلغ 500هزار تومان به حمید ابراهیمی نویسنده نمایش خورشید و شب رسید.
جایزه دوم هم 700 هزار تومان بود که به سیروس همتی نویسنده نمایش جاثلیق اهدا شد.
ضمن این که قرار است نمایش‌های خورشید و شب به کارگردانی حمید ابراهیمی، پدرانه به کارگردانی علی اصغر راسخ راد و جاثلیق به کارگردانی رسول نقوی به‌عنوان نمایش‌های برگزیده در تهران به اجرای عمومی درآیند و در بیست و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر نیز یکی از این 3 تا در بخش جشنواره جشنواره‌ها حضور یابد.اجرای مراسم اختتامیه را امید زندگانی برعهده داشت.
اجرای نمایش ویژه اختتامیه نیز برعهده امیر جعفری، هانیه توسلی، هوشنگ هیهاوند و فروغ قجابگلی بود.
منبع : همشهری

مطالب مرتبط :

رئیس جمهور: هنر ماندگار رو به سوی حقیقت ازلی و ابدی دارد

 

معرفی برترین‌های پنجمین جشنواره تئاتر رضوی




  
نویسنده : امید ; ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱

کتاب صوتی معرفی کامل ابوالقاسم عارف قزوینی (2)

برچسب های این مطلب:
کتاب - کتاب صوتی معرفی کامل ابوالقاسم - کتاب صوتی معرفی کامل ابوالقاسم - کتاب 2 34 مگابایتتعداد - نویسنده نا مشخص کتاب - پی دی افتوضیحات کتاب - زبان فارسیحجم کتاب - برای مطالعه این کتاب - نا مشخص کتاب صوتی معرفی - افتوضیحات کتاب صوتی معرفی - صوتی - صوتی معرفی کامل ابوالقاسم عارف - صوتی معرفی کامل ابوالقاسم عارف - صوتی روش معرفی دیدنی کامل - نویسنده نا مشخصکتاب صوتی - دی افتوضیحات کتاب صوتی - کتاب رایگان سئو صوتی - نا مشخصکتاب صوتی معرفی کامل - کتاب صوتی معرفی کامل - معرفی - معرفی کامل ابوالقاسم عارف قزوینی - معرفی کامل ابوالقاسم عارف قزوینی - معرفی دیدنی کامل برترین ابوالقاسم - نا مشخصکتاب صوتی معرفی - افتوضیحات کتاب صوتی معرفی - رایگان سئو صوتی روش معرفی - مشخصکتاب صوتی معرفی کامل ابوالقاسم - کتاب صوتی معرفی کامل ابوالقاسم - کامل - کامل ابوالقاسم عارف قزوینی - کامل ابوالقاسم عارف قزوینی - کامل ابوالقاسم عارف قزو - نا مشخصکتاب صوتی معرفی کامل - کتاب صوتی معرفی کامل - معرف 1740 کامل - معرف 1740 کامل - صوتی معرفی کامل ابوالقاسم عارف - صوتی معرفی کامل ابوالقاسم عارف - ابوالقاسم - ابوالقاسم عارف قزوینی 2 - ابوالقاسم عارف قزوینی 2 - ابوالقاسم عارف قزو 1740 - مشخصکتاب صوتی معرفی کامل ابوالقاسم - کتاب صوتی معرفی کامل ابوالقاسم - 1740 کامل ابوالقاسم - 1740 کامل ابوالقاسم - معرفی کامل ابوالقاسم عارف قزوینی - معرفی کامل ابوالقاسم عارف قزوینی - عارف - عارف قزوینی 2 ناشر - عارف قزوینی 2 - عارف قزو 1740 ن - صوتی معرفی کامل ابوالقاسم عارف - صوتی معرفی کامل ابوالقاسم عارف - 1740 کامل ابوالقاسم عارف - 1740 کامل ابوالقاسم عارف - کامل ابوالقاسم عارف قزوینی - کامل ابوالقاسم عارف قزوینی - قزوینی - قزوینی 2 ناشر - قزوینی 2 زبان - قزوینی کاهش 2 - معرفی کامل ابوالقاسم عارف قزوینی - معرفی کامل ابوالقاسم عارف قزوینی - ابوالقاسم برای عارف عکس قزوینی - ابوالقاسم عارف قزوینی 2 - ابوالقاسم عارف قزوینی 2 - (2)

نویسنده: نا مشخص

کتاب صوتی معرفی کامل ابوالقاسم عارف قزوینی (2)

ناشر: آی آر پی دی اف

توضیحات:

کتاب صوتی معرفی کامل ابوالقاسم عارف قزوینی (2)

 

زبان: فارسی

حجم کتاب: 2.34 مگابایت

تعداد صفحات: -

نوع فایل: Mp3


 *** برای مطالعه این کتاب برنامه اجرا کننده آن را از این قسمت دانلود کنید.

 *** در صورت دانلود نشدن کتاب، بر روی Download راست کلیک کرده و گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.



irpdf . com

  
نویسنده : امید ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱
تگ ها : کتاب ، صوتی ، معرفی ، کامل

هدف: بر هم زدن پیش‌بینی تماشاگر

برچسب های این مطلب:
هدف: - بر - بر هم زدن پیش‌بینی تماشاگرمحمد - بر د با دشواری ساخته شده - بر سند من به‌عنوان فیلمساز - هدف بر - با تماشایش می‌توان پی بر - تا به اجساد شهدا بر - هر چند حرف من بر - هدف بر هم زدن - می‌توان پی بر د با دشواری - هم - هم زدن پیش‌بینی تماشاگرمحمد علی - هم دریچه‌ای تازه در سینمای - هم در عین جسارت و - هدف بر هم - نداده است فیلم هم - دفاع مقدس می‌‌گشاید و هم - و یک متن باقیمانده هم - بر هم زدن پیش‌بینی - فیلم هم دریچه‌ای تازه - زدن - زدن پیش‌بینی تماشاگرمحمد علی باشه - زدن د خود سینماگران این حوزه - زدن پیش‌بینی تماشاگر خرید خرید - هدف بر هم زدن - پنبه این سینما را زدن - هدف بر هم زدن - هدف بر هم زدن - بر هم زدن پیش‌بینی تماشاگرمحمد - سینما را زدن د خود سینماگران - پیش‌بینی - پیش‌بینی تماشاگرمحمد علی باشه آهنگر - پیش‌بینی کرده بله - پیش‌بینی تماشاگر را بر هم - بر هم زدن پیش‌بینی - آنچه انتظار داشته و پیش‌بینی - ما این بود که پیش‌بینی - بر هم زدن پیش‌بینی - هم زدن پیش‌بینی تماشاگرمحمد علی - داشته و پیش‌بینی کرده - تماشاگر - تماشاگر محمد علی باشه آهنگر - تماشاگر به آنچه انتظار داشته - تماشاگر را بر هم بزنیم - بر هم زدن پیش‌بینی تماشاگر - جنازه شوهرش نمی‌رسد و تماشاگر - این بود که پیش‌بینی تماشاگر - کلاسیک عمل کردیم تماشاگر - زدن پیش‌بینی تماشاگر محمد علی باشه - نمی‌رسد و تماشاگر به آنچه

هدف: بر هم زدن پیش‌بینی تماشاگر

هدف: بر هم زدن پیش‌بینی تماشاگر

محمد علی باشه آهنگر، با «فرزند خاک» یکی از پدیده‌های جشنواره بیست‌و‌ششم بود؛ فیلمی غافلگیر‌کننده که خیلی‌ها را با موضوع تازه‌اش شگفت‌زده کرد.

در سینمای ایران معمولا سوژه‌های متفاوت با ذوق‌زدگی فیلمساز حرام شده یا دست کم به اندازه قابلیتش متبلور نمی‌شود؛ اتفاقی که خوشبختانه در مورد «فرزند خاک» رخ نداده است. فیلم هم دریچه‌ای تازه در سینمای دفاع مقدس می‌‌گشاید و هم در عین جسارت و تابوشکنی، حد و مرزها را رعایت می‌کند.«فرزند خاک» به گفته باشه آهنگر تحقق یافتن آرزویی 10‌ساله است. فیلمی که با تماشایش می‌توان پی برد با دشواری ساخته شده است؛ دشواری‌ای که آهنگر آن را به نوعی مصائب شیرین می‌داند.
 او می‌گوید: وقتی صحبت از تفحص پیش می‌آید اولین چیزی که به ذهن می‌رسد تابوت‌هایی در حجم زیاد است و  زمین‌هایی که با لودر می‌کنند تا به اجساد شهدا برسند. من به‌عنوان فیلمساز باید به سراغ نگاه تازه‌ای می‌رفتم، حالا که سال‌ها از جنگ گذشته من نباید به‌دنبال شیو‌ه‌های معمول می‌رفتم،  هر چند حرف من برای 10 سال پیش است...
• چطور شد تصمیم گرفتید فیلمی در حوزه سینمای دفاع مقدس بسازید؟
خوشحالم از اینکه این حوزه را با تمام سختی‌هایی که دارد برای کار‌کردن انتخاب کرده‌ام.
 فیلمسازان اسم سینما را روی فیلم‌های خود می‌گذارند اما متأسفانه بیش از 90 درصد از فیلم‌های ما کیفیتی پایین‌تر از استانداردهای فیلم‌های تلویزیونی دارند.
 سینما، مدیومی است که تعریف دارد.  چون ما در سینما فیلم را با ابعاد بزرگ می‌بینیم؛ یعنی قرار است مخاطب تصویری تازه و متفاوت از آنچه در تلویزیون می‌بیند، تماشا کند. من این فرم از سینما را در گونه سینمایی دفاع مقدس بهتر می‌توانم به نمایش بگذارم، اما از طرف دیگر اگر منظورتان از شبهه، استفاده از رانت است، صادقانه می‌گویم که من از هیچ رانتی استفاده نکرده‌ام.
فیلم من روندی 10 ساله را در ساخت طی کرد. فیلمی که قرار بود سال 78 ساخته شود حالا در سال 87 روی پرده سینما رفته است.
وقتی صحبت از تفحص پیش می‌آید اولین چیزی که به ذهن می‌رسد تابوت‌هایی در حجم زیاد است و  زمین‌هایی که با لودر می‌کنند تا به اجساد شهدا برسند. من به‌عنوان فیلمساز باید به سراغ نگاه تازه‌ای می‌رفتم، حالا که سال‌ها از جنگ گذشته من نباید به‌دنبال شیو‌ه‌های معمول می‌رفتم،  هر چند حرف من برای 10 سال پیش است...
• چه چیزی باعث این تاخیر در ساخت شد؟
من در آن زمان قصد داشتم یک مجموعه 10 اپیزودی را کارگردانی کنم. «غزل»، «صادق»، «پویا»، «حکمت»، «داوود رخشانه»، «گلاویژ» و... ولی مشکلاتی سر راه آن بود. بعد از ساخت«نیمه گمشده» من با تلویزیون وارد مذاکره شدم اما از این 10 اپیزود 9 تای آن رد شد و یک متن باقیمانده هم یک هفته مانده به فیلمبرداری جلوی ساختش گرفته شد.
• چه ایرادی به آن متن‌ها گرفته شد؟
مثل بقیه فیلم‌ها، مصلحت‌هایی وجود داشت که البته از نظر من هیچ‌کدام درست نبود. به شهادت «فرزند خاک» که می‌بینید می‌گویم مصلحت نبود جلوی آنها گرفته شود. مصلحت‌ها بی‌حساب و کتاب و ناشی از کج‌اندیشی بود. پس می‌بینید که من نه‌تنها حمایت نشدم بلکه سختی‌های زیادی هم در این راه کشیدم. البته در مورد فیلم قبلی من «نیمه گمشده» هم این اتفاق افتاد که فیلمنامه در سال 70 نوشته شد و ساخت آن یک دهه طول کشید.
• پس با همه این مشکلات چرا حوزه دفاع مقدس را انتخاب کردید؟
این حوزه کامل‌ترین گونه سینمایی ماست و البته سخت‌ترین آن. به‌نظرم اگر قرار باشد درست در این‌گونه سینمایی کار شود نیاز به ممارست و تمرین، تجربه و از خود گذشتگی زیادی وجود دارد. من این حوزه را انتخاب کردم چون آبادانی‌ام و جنگ را از نزدیک لمس کردم. فکر می‌کنم ما همچنان باید روحیه دفاع را حفظ کنیم. در تمام دنیا این عرق دفاع از شرافت و ناموس وجود دارد. فقط ما نیستیم که باید به این شعار پای‌بند باشیم. در ویتنام، کره و حتی سرخپوست‌ها این روحیه را دارند. ولی متأسفانه ما فقط شعار می‌دهیم و آن را لوث می‌کنیم. من کار درستی کردم چون در زمان جنگ آدم‌هایی را دیدم که بی‌ادعاترین و مظلوم‌ترین آدم‌ها بودند. آنها از هیچ رانتی استفاده نکردند و در راه خدا می‌جنگیدند ؛ در راه وطن شهید شدند، مفقود شدند و... .
• یعنی معتقدید فیلم‌هایی که تا به امروز در حوزه سینمای دفاع مقدس ساخته شده، نتوانسته حق مطلب را ادا کند؟
تعداد آنهایی که توانسته حق مطلب را ادا کند بسیار اندک است. بیشتر به این خاطر که پشت سر آنها تحقیق و پژوهش مناسبی نبوده است؛ فیلم‌هایی که به رئالیسم وفادار نبودند و روح دفاع مقدس در آنها متبلور نشده است. در بعضی موارد هم پولی بوده و قرار بوده در این حوزه خرج شود که نتیجه آن ساخت فیلم‌های ضعیف بوده است. روح و روان و راهبرد دفاع، متأسفانه در این فیلم‌ها مغفول مانده است. البته در سینمای اجتماعی، تاریخی، کودک و دیگر گونه‌ها نیز همین اتفاق می‌افتد یعنی آنها هم زیاد رشد نکرده‌اند اما من به‌عنوان سینماگر این حوزه، اتفاقا معتقدم این‌گونه به‌دلیل پویا بودنش از همه گونه‌ها پیش‌روتر است.
فیلم هم دریچه‌ای تازه در سینمای دفاع مقدس می‌‌گشاید و هم در عین جسارت و تابوشکنی، حد و مرزها را رعایت می‌کند.
• این پیش‌رو بودن از کجا ناشی می‌شود؟
از آنجایی که اولین کسانی که پنبه این سینما را زدند خود سینماگران این حوزه بودند. ما قرار نبود درجا بزنیم. قرار بود به مسیرهای ناشناخته برویم که تا به حال نرفته‌ایم؛ به همین خاطر است که امروز به راحتی از خودمان انتقاد می‌کنیم. در گونه‌های دیگر این طور نیست که سینماگران به راحتی از خود انتقاد کنند.
ما باید به‌دنبال نوآوری می‌رفتیم چون هم در سیاست نفوذ داشتیم و هم در شرایط اجتماعی. سینمای دفاع مقدس در شئونات اجتماعی، سیاست‌خارجی و نوآوری و رشد سینما مؤثر و برجسته بود. البته هرکسی هم به‌خودش اجازه اظهار‌نظر می‌دهد ولی اظهار‌نظرها نباید منجر به‌کوبیدن این سینما شود. در برخی عملیات‌های ما به‌دلیل جوانی فرماندهان و نبود امکانات، رزمنده‌ها موفق نمی‌شدند و عملیات به شکست می‌انجامید. باید پرسید چرا آن موقع چنین مسیر آزمون و خطایی وجود داشت؟ حالا هم برای سینماگران این حوزه باید مرز آزمون و خطا وجود داشته باشد. ما باید به‌دنبال موضوع‌های بکر این حوزه باشیم.
• و این نگاه بکر در «فرزند خاک» از کجا نشأت گرفته است؟
فیلمساز خیلی وقت‌ها اگر سوژه‌ای برایش جذاب و تکان‌دهنده باشد و به قول معروف از دلش برآید، به دلش می‌افتد که مخاطب هم از آن استقبال می‌کند و به‌دنبال آن می‌رود. زمانی که 17 ماه از جنگ گذشته بود در کناره‌های پل مارد پیکرهایی به شهر برگشت که به هنگام عبور نیروهای بعثی از کارون، چند شب مقاومت کرده بودند و تعدادی که شهید شده بودند، پیکرهایشان مانده بود. آنها با سلاح‌های ابتدایی و سبک لشکر پیشرو عراق را زمین‌گیر کرده بودند. پیکر اینها 17 ماه بعد از حصر آبادان پیدا شد. من آن موقع اولین شگفتی را در چهره خودم دیدم که چطور بعد از این همه مدت برگشته‌اند. این مسئله برای من و بقیه رزمنده‌ها عجیب بود. بعدها در سال 78 که این اتفاق برای آن 10 اپیزود افتاد، من تصمیم گرفتم ایده «صادق» را گسترش بدهم. در این راه کند و کاو و پژوهش میدانی کردیم. همان موقع کسانی که درگیر این حوزه بودند هم با ما همکاری نکردند.
• دلیل عدم‌همکاری‌شان چه بود؟
آنها گفتند بعضی موضوعات طبقه‌بندی شده است و شما حق پرداختن به آن را ندارید. اینکه پیکر شهدا را بیاورند سر مرز و تحویل ایرانی‌ها بدهند حساسیت‌‌برانگیز است. من
همه جا گفتم که سه نفر در این طرح من را کمک کردند که خدا هر سه را بیامرزد. در این دوره سه ساله شهید پازوکی، شهید شهبازی و شهید محمودوند که کارشان تفحص بود، شهید شدند. دوره پژوهش ما خیلی سخت بود، هیچ کس به ما کمک نمی‌کرد و دریغ می‌کردند؛ هم طولانی شده بود و هم سخت و نفس‌گیر. باید با تیم تفحص همراه می‌شدیم، فیلم‌های مستندشان را می‌دیدیم. خاطراتی از آن زمان نبود و روزنامه‌ها هم چیزی نداشتند. شاید در حد یک پاراگراف. تحقیقاتمان خیلی طول کشید اما با همه سختی‌هایش لذت‌بخش بود.
• چطور شد که زن‌ها قهرمان داستان شما شدند؛ اتفاقی که در فیلم‌های دفاع مقدس کمتر رخ می‌دهد؟
من به‌دنبال نوآوری بودم. وقتی می‌گویند تفحص، اولین چیزی که به ذهن می‌رسد تابوت‌هایی در حجم زیاد است و  زمین‌هایی که با لودر می‌کندند تا به اجساد شهدا برسند. من به‌عنوان فیلمساز باید به سراغ نگاه تازه‌ای می‌رفتم. حالا که سال‌ها از جنگ گذشته من نباید به‌دنبال شیوه معمول می‌رفتم هر چند که حرف من هم برای 10 سال پیش است. من به‌دنبال همسران مفقودین رفتم؛ کسانی که چشم به راه هستند؛ آنهایی که همسر و فرزند خود را از دست داده‌اند؛ بازماندگانی که شرایط تحمل و استقامت متفاوتی دارند.
• شخصیت گونا (مهتاب نصیر‌پور) در این میان چطور شکل گرفت؟ چرا یک مرد را به‌عنوان راهنما وارد داستان نکردید؟
گونا شخصیت جذابی است که بجا در داستان قرار گرفته است. من چند دلیل در گنجاندن این شخصیت در داستانم داشتم، یکی اینکه ما تشابهات تاریخی زیادی با مردم عراق داریم. ما مرز مشترک داریم و اقوام کرد ما به هم شباهت زیادی دارند. مینا این سو و گونا در آن سوی مرز هر دو ازدست رفته دارند، هر دو یادگارهایی از عزیزانشان دارند و هر دو هیچ تقصیری در این از دست رفتن‌ها ندارند. هر‌دو  زندگی سختی را پشت سر گذاشته‌اند. هر دو در یک زمانی با هم می‌جنگیدند ولی حالا می‌توانند در کنار یکدیگر زندگی کنند و به هم کمک کنند. آینده گونا در این شرایط به چه می‌انجامد؟ او چه شرایطی دارد و چه مشکلاتی؟ اما می‌خواستم بگویم با همه این تشابهات به خاطر نفوذ بیگانه به خاک عراق یعنی آمریکایی‌ها، ما به‌مراتب شرایط بهتری نسبت به آنها داریم.
«فرزند خاک» به گفته باشه آهنگر تحقق یافتن آرزویی 10‌ساله است. فیلمی که با تماشایش می‌توان پی برد با دشواری ساخته شده است؛ دشواری‌ای که آهنگر آن را به نوعی مصائب شیرین می‌داند.
• پس از یک منظر، فیلم شما ضد‌جنگ است؟
بله، جنگ چیز خوبی نیست. اما دفاع مشروع وظیفه همه ماست؛در گوشت و پوست و خون مردم هر کشوری است که صاحب خاک آن سرزمین هستند. خاک برای مردم هر سرزمین گرانقدر و مقدس است.
• داستان شما با شخصیت مینا (شبنم مقدمی) آغاز می‌شود و در میانه راه به گونا (مهتاب نصیر‌پور) می‌رسیم  اما بالاخره معلوم نمی‌شود کدام یک نقش اصلی فیلم را دارند؟
هر دوی اینها نقش اول را دارند. شاید این بحث‌ها زمانی اهمیت پیدا می‌کند که قرار است جایزه‌ای بدهند. در قصه‌پردازی کلاسیک یک قواعدی وجود دارد که همه فیلم‌ها را که به‌نظر می‌رسد طبق آن قواعد ساخته شده‌اند با آن مقایسه می‌کنند. ما معمولا یک سری فیلم می‌سازیم و بعد می‌گوییم این فیلم در چه سبکی می‌گنجد و مثلا چرا از قواعد آن سبک عدول کرده است. اما هیچ وقت نمی‌گوییم ممکن است این سبک‌ها ایراد داشته باشند. ما به زور می‌خواهیم فیلم‌ها را در چارچوب‌های مشخصی قرار دهیم. فیلمساز براساس اندیشه‌ای که دارد فیلم می‌سازد و آن را به نتیجه‌ای می‌رساند. وقتی یک جا خط فرضی شکسته می‌شود منتقدان می‌گویند خلاف قانون سینماست. ولی من می‌گویم می‌خواستم قصه را راحت روایت کنم.
• شاید به همین خاطر است که تکلیف مینا در نهایت روشن نمی‌شود، او به جنازه شوهرش نمی‌رسد و تماشاگر به آنچه انتظار داشته و پیش‌بینی کرده!
بله، هدف ما این بود که پیش‌بینی تماشاگر را بر هم بزنیم. در فیلمنامه نویسی کلاسیک باید در 10 دقیقه اول جهت حرکت مشخص شود و بعد مشخص شود که چه اتفاقی قرار است بیفتد. اما 10 دقیقه اول فیلم من در ابهام می‌گذرد و بعد از 20 دقیقه متوجه می‌شویم که چه اتفاقی قرار است رخ دهد. ما خلاف قواعد کلاسیک عمل کردیم. تماشاگر به‌دلیل آموخته‌های قبلی سینمای دفاع مقدس، حوصله شنیدن حرف‌های تکراری را ندارد. او در این حوزه اشباع و حتی دلزده شده است.
• بازیگران شما با وجود بازی‌های خوبی که دارند، بازیگر گیشه نیستند؛ با این حساب چرا از بازیگران بومی برای باورپذیرتر شدن داستان استفاده نکردید؟
به‌دنبالش بودم اما موفق نشدم. ما در شهرهای غربی کشور فراخوان گسترده‌ای دادیم اما به گزینه مناسبی نرسیدیم. جالب است بدانید بسیاری از اقوام کردنشین به دخترهایشان اجازه نمی‌دهند جلوی دوربین بروند. وقتی از پیدا کردن بازیگر بومی ناامید شدم به سراغ بازیگرانی رفتم که با توجه به نوع میزانسن‌هایی که دارم توانایی بیان دیالوگ در هنگام راه‌رفتن،واکنش‌های مناسب در طول و عرض زیاد کادر را داشته باشند و به‌اصطلاح کم نیاورند؛ کاری که اصلا از عهده نا‌‌بازیگران بر نمی‌آید. برای کارکردن در چنین فضاهای سختی به دو بازیگر رسیدم که این دوره‌ها را گذرانده بودند و در نهایت مهتاب نصیر‌پور و شبنم مقدمی بهترین انتخاب بودند.
• و مهتاب نصیرپور قرار بود نقش مینا را بازی کند؟
بله، اما خودش پیشنهاد بازی در نقش گونا را داد و ما با وجود اینکه می‌خواستیم از یک بازیگر کرد استفاده کنیم از این پیشنهاد استقبال کردیم که انصافا با تمام توان در این نقش مقابل دوربین رفت.
منبع : همشهری
 

هدف: بر هم زدن پیش‌بینی تماشاگر




  
نویسنده : امید ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱
تگ ها : هدف ، هم ، زدن ، پیش‌بینی

صدای ماندگار رادیو هرگز از درد و رنج خود نگفت

برچسب های این مطلب:
صدای - صدای ماندگار رادیو هرگز از - صدای سایت ماندگار پست رادیو - خود می‌رود صدای - ‎ خرید صدای - صدای ماندگار رادیو - ماندگار - ماندگار رادیو هرگز از - ماندگار رادیو هرگز از درد - ماندگار راد 1740 و - صدای ماندگار - می‌رود صدای ماندگار - صدا 1740 ماندگار - صدا 1740 ماندگار - صدای ماندگار رادیو - صدای ماندگار رادیو هرگز - رادیو - رادیو هرگز از درد و - رادیو کاهش هرگز سوخت از - صدای ماندگار رادیو - صدای سایت ماندگار پست رادیو - صدای ماندگار رادیو هرگز از - هرگز - هرگز از درد و رنج - هرگز نماز‌های اول وقت او - هرگز ندیدم یک کلمه از - صدای ماندگار رادیو هرگز - نمازخانه کوچک رادیو هرگز - وی ادامه می‌دهد هرگز - صدای ماندگار رادیو هرگز - رادیو هرگز از درد - کوچک رادیو هرگز نماز‌های اول - از - از درد و رنج خود - از مقابل شبکه رادیویی تهران - از بود ولی می‌شد - ماندگار رادیو هرگز از - تلویزیون و سینما از - امروز به روی همه ب از - رادیو می‌شدند که برخی از - هرگز از درد و - و سینما از مقابل شبکه - درد - درد و رنج خود نگفت - درد ی که در درونش زبانه - درد سال‌ها بیماری را به - رادیو هرگز از درد - برای آرامش آقالو از درد - در خود رنج و درد - می‌کردیم چهره‌ای پر از درد - هرگز از درد و رنج - آقالو از درد ی که در - و - و هرگز از درد - و رنج خ - و د نگفت پیکر زنده‌یاد احمد - صدای ماندگار رادی و - هرگز از درد و - رنج خ و - نگفت پیکر زنده‌یاد احمد آقال و - صدای ماندگار رادی و هرگز - از درد و رنج خ - رنج - رنج خود نگفت پیکر زنده‌یاد - رنج و درد سال‌ها بیماری - رنج داشت ولی همواره احوالپرسی‌ها - هرگز از درد و رنج - صدایی که در خود رنج - پر از درد و رنج - آقالو نمی‌خواست با رنج - درد و رنج خود نگفت - در خود رنج و درد - خود - خود نگفت پیکر زنده‌یاد احمد - خود نبودند زمزمه‌هایی بود - خود ش یه نعمتیه که خدا - از درد و رنج خود - در مقابل ریختن اشک خود - صدای خوب داشتن خود - صدای خوب داشتن خود - و رنج خود نگفت پیکر - ریختن اشک خود نبودند - نگفت - نگفت پیکر زنده‌یاد احمد آقالو - نگفت عکس صدا - نگفت مهر‎25 نوامبر - درد و رنج خود نگفت - درد و رنج خود نگفت - درد و رنج خود نگفت - درد و رنج خود نگفت - رنج خود نگفت پیکر زنده‌یاد - رنج خود نگفت عکس

"صدای ماندگار رادیو" هرگز از درد و رنج خود نگفت
مراسم تشییع زنده یاد احمد آقالو

پیکر زنده‌یاد احمد آقالو صبح سه‌شنبه پنجم آذرماه با حضور هنرمندان رادیو، تئاتر، تلویزیون و سینما از مقابل شبکه رادیویی تهران در میدان ارک تشییع و برای تدفین به قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) منتقل شد.
به گزارش خبرنگار مهر،  صبح وقتی به میدان ارگ و در ورودی شبکه رادیویی تهران نزدیک می‌شدیم، حال و هوای دیگر بر فضا حاکم بود. درهای رادیو امروز به روی همه باز بود، ولی می‌شد حدس زد افرادی که وارد آن می‌شوند حال و روزی متفاوت دارند.
چهره‌هایی آشنا در مقابل دیدگان مردم وارد رادیو می‌شدند که برخی از آنها قادر به مقاومت در مقابل ریختن اشک خود نبودند. زمزمه‌هایی بود و در میان مردم عادی حاضر در میدان ارک نامی بارها تکرار می‌شد. شنیدم که مردی می‌گفت "احمد آقالو مرده، تشییع جنازه اونه، خیلی صدای خوبی داشت. خیلی صداشو دوست داشتم، خدا بیامرزدش."
زنی میانسال می‌گفت "بارها از رادیو صداشو شنیده بودم، خیلی دوست‌داشتنی بود. خدا بیامرزدش، صدای خوب داشتن خودش یه نعمتیه که خدا نصیب هر کسی نمی‌کنه." با شنیدن این جملات وارد محوطه رادیو تهران شدیم و به این می‌اندیشیدیم که چه خوب است که انسان راهی را طی کند که در زندگی به جاودانگی ختم شود.
از رادیو صداشو شنیده بودم، خیلی دوست‌داشتنی بود. خدا بیامرزدش، صدای خوب داشتن خودش یه نعمتیه که خدا نصیب هر کسی نمی‌کنه !
فضای قدیمی‌ترین ساختمان رادیو ایران پر بود از چهره‌های آشنا و اشک‌هایی که با قرائت آیات قرآن آهسته جاری می‌شد. نمی‌شد حرفی و لبخندی از دیدن این آشنایان زد. بی‌درنگ یاد و خاطره آقالو؛ آشناترین چهره‌ای که می‌توانست در این فضا باشد و نبود، در مقابل چشم شکل می‌گرفت. علی عمرانی دوست و همکار قدیمی آقالو در سکوتی معنادار کنار اکبر زنجانپور ایستاده بود.
چقدر زیاد بودند این چهره‌های آشنا که شاید تجمع آنها در یک مکان و زمان به ندرت اتفاق بیفتد. ژاله علو، مرتضی احمدی، رضا کیانیان، حمید سمندریان، هما روستا، توران مهرزاد، سعید پورصمیمی، هرمز هدایت، سیامک صفری، میکائیل شهرستانی، ایرج راد، صدرالدین شجره، فرزاد حسنی، اصغر همت، داود رشیدی، محمد چرمشیر، ترانه علیدوستی و... بودند، اما جای آقالو خالی بود.
این محوطه سال‌های سال تا همین چند هفته گذشته میزبان قدم‌هایی بود که شاید دیگر توان راه رفتن نداشتند ولی از این آگاهی داشتند که چیزی به پایان راه نمانده است. تمام دیوارهای این ساختمان قدیمی زمانی تکیه‌گاهی بودند برای آرامش آقالو از دردی که در درونش زبانه می‌کشد و همانجا خاموش می‌شد.
مراسم تشییع زنده یاد احمد آقالو استودیو هشت رادیو تهران نیز بارها میزبان صدایی بود که مرد و زن، پیر و جوان آن را دوست داشتند و این بار شاهد حضور مردی خفته است که صدایش تنها در یاد و خاطره و آثاری که خلق شدند وجود دارد. با میزبانی اشک حاضرین آقالو در مقابل جایگاه قرار می‌گیرد. ولی این بار خاموش و در میان پارچه‌ای سفید.
ناگهان صدای آقالو در فضا می‌پیچد، ولی این بار به جای گلو، بلندگوهای حاضر میزبان صدای او هستند. صدایی که در خود رنج و درد سال‌ها بیماری را به همراه دارد. صدایی که با شکفتن بغض حاضران می‌گوید "من سلیمانم..."
این آخرین کلام آقالو بود وقتی که نقش سلیمان در نمایشنامه "فیزیکدان‌ها" فریدریش دورنمات را ایفا می‌کرد. در این جملات حال و هوایی بود حاکی از آنکه آقالو می‌دانست زمان رفتن فرارسیده و آگاهانه با این آخرین جملات خود از همه خداحافظی ‌کرد.
 
شهرام گیل‌آبادی اولین کسی است که لب به سخن می‌گشاید و می‌گوید: لحظات سختی است. مردم حق دارند برای آقالو گریه کنند. هنرمندانی که از دور او را می‌شناختند حق دارند گریه کنند. اما هنرمندان رادیو چرا؟ شما که صبوری‌های وی را دیدید و صدای آخرش را شنیدید؟ شما چرا؟ شما که با این صدا دلدادگی کردید؟ احمد ماندنی است و ما باید فکر خودمان باشیم که ماندنی نیستیم.
وی با اشاره به استودیو هشت رادیو تهران می‌گوید: این استودیو دلدادگی و صبوری‌های آقالو را فراموش نخواهد کرد. نمازخانه کوچک رادیو هرگز نماز‌های اول وقت او را فراموش نخواهد کرد. در وداعش باید بگویم بابای همسرش رفت، عموی نمایش‌های رادیویی رفت. اما شایستگی‌ها، شرافت‌های اخلاقی و میدان دادنش به جوانان باعث می‌شود همواره پیش ما بماند.
فضای قدیمی‌ترین ساختمان رادیو ایران پر بود از چهره‌های آشنا و اشک‌هایی که با قرائت آیات قرآن آهسته جاری می‌شد. نمی‌شد حرفی و لبخندی از دیدن این آشنایان زد. مدیر مرکز ‌هنرهای نمایشی ادامه می‌دهد: بچه‌های رادیو از این پس دیگر کسی نیست که با "یا علی مدد" از شما خداحافظی کند، کسی که هیچوقت به خاطر خود چیزی نخواست. امیدوارم همکاران شایسته‌ای برایش باشیم. صدای جمهوری اسلامی ایران امروز عزادار است، ولی احمد فراموش شدنی نیست و در دل ما خواهد ماند.
حمید سمندریان این بار نه در مقام یک کارگردان بلکه به عنوان کسی که به آقالو درس بازیگری آموخت، لب به سخن می‌گشاید و می‌گوید: احمد انسان ساده‌ای نبود که بتوان به سادگی درباره‌اش حرف زد. انساندوستی از ویژگی‌های وی بود. وی این ویژگی خود را علنی نمی‌کرد تا با آن فخر بفروشد. تواضع و فروتنی از خصوصیات وی بود.
مراسم تشییع زنده یاد احمد آقالو وی ادامه می‌دهد: هرگز ندیدم یک کلمه از خود تعریف کند و فقط به تعریف از هنرمندان بزرگ دیگر می‌پرداخت. وقتی در نمایش "ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی" یکی از شاخص‌ترین نقش‌های خود را بازی کرد اجازه نداد از بازی وی تعریف شود. احمد بخشنده بود و اشتباهات ما را می‌بخشید. وی بدی‌های بشر را می‌بخشید و تنها خوبی‌های آن را می‌دید. 10 سال با بیماری خود دست و پنجه نرم کرد و ما تنها سه سال بود به واسطه همسر صبورش از این امر مطلع شده بودیم.
سمندریان یادآور می‌شود: در ملاقات‌هایی که از وی می‌کردیم چهره‌ای پر از درد و رنج داشت ولی همواره احوالپرسی‌ها را با یک کلمه پاسخ می‌داد و کلمه "شکر" بود. آقالو نمی‌خواست با رنج خود دیگران را رنجور کند. زندگی را جدی می‌گرفت و تراژدی زندگی را با طنز خنثی می‌کرد. دوست نداشت با من کار کند زیرا مرا کارگردانی سختگیر می‌دانست. تلاش می‌کنم با وجود اینکه دیگر احمد در میان ما نیست، اگر اثری را به صحنه ببرم آنگونه کارگردانی کنم که احمد دوست داشت.
وی در پایان سخنان خود به جمله‌ای از زنده‌یاد آقالو اشاره کرده و می‌گوید: وی می‌گفت "دوست ندارم رنج رفتن دوستانم را ببینم زیرا هر کسی که می‌میرد ذره‌ای از تو با وی است که می‌رود. از خود مپرس که ناقوس ساعت مرگ که را می‌نوازد، ناقوس صدای مرگ تو را می‌نوازد."
کسانی همانند آقالو در میان ما زیادند که با بیماری‌های خاصی دست و پنجه نرم می‌کنند. کسانی که عمر خود را برای فرهنگ و هنر مملکت صرف کرده‌اند و به لحاظ فرهنگی غنی هستند و قلبشان برای هنر می‌تپد ولی گاهی به لحاظ مادی با مشکلاتی مواجه می‌شوند. ما وظیفه داریم به آنها برسیم. در ادامه شجره یادداشتی در خصوص آقالو قرائت می‌کند و پس از آن ایرج راد مدیرعامل خانه تئاتر با بغضی در گلو می‌گوید: تسلیت می‌گویم به جامعه هنری و ملت ایران. به همه کسانی که در راه فرهنگ و هنر زحمت کشیده و می‌کشند. آقالو سال‌هایی از عمر خود را وقف مسائل فرهنگی و هنری مملکت کرد و حتی در سخت‌ترین لحظات دست تکدی به سوی کسی دراز نکرد و با افتخار زیست. وی کاری را برای مادیات انجام نداد. از این رو در ذهن، خاطر و تاریخ هنر مملکت ایران زنده خواهد بود.
وی ادامه می‌دهد: کسانی همانند آقالو در میان ما زیادند که با بیماری‌های خاصی دست و پنجه نرم می‌کنند. کسانی که عمر خود را برای فرهنگ و هنر مملکت صرف کرده‌اند و به لحاظ فرهنگی غنی هستند و قلبشان برای هنر می‌تپد ولی گاهی به لحاظ مادی با مشکلاتی مواجه می‌شوند. ما وظیفه داریم به آنها برسیم. آقالو همواره زنده است و امیدوارم در سوگ وی به فکر دیگران هم باشیم.
بعد از این سخنان پیکر زنده‌یاد احمد آقالو برای آخرین بار با رادیو تهران و هنرمندان حاضر در آن وداع می‌کند و در مقابل دیدگان محزون حاضرین به قطعه هنرمندان، جایگاه ابدی خود می‌رود.


صدای ماندگار رادیو هرگز از درد و رنج خود نگفت




  
نویسنده : امید ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱

آغاز به کار نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران

برچسب های این مطلب:
آغاز - آغاز به کار نمایشگاه بین‌المللی - آغاز به کار نمایشگاه بین‌المللی - آغاز به کار ارزان نمایشگاه - آغاز - آغاز - نقاشی تهران خرید اینترنتی آغاز - خرید اینترنتی آغاز - آغاز به کار - آغاز به کار - به - به کار نمایشگاه بین‌المللی نقاشی - به گزارش روابط عمومی کانون - به دبیرخانه این مسابقه ارسال - آغاز به - هنری کانون افتتاح شد به - من و اسباب‌بازی‌هایم به - شد که 955 اثر به - آغاز به کار نمایشگاه - افتتاح شد به گزارش روابط - کار - کار نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران - کار ان در مرکز آفرینش‌های فرهنگی - کار نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران - آغاز به کار - از مسؤولان کانون و هم کار - آغاز به کار - خرید اینترنتی آغاز به کار - آغاز به کار نمایشگاه بین‌المللی - کانون و هم کار ان در مرکز - نمایشگاه - نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران خرید - نمایشگاه بینالمللی پست نقاشی تهران - نمایشگاه بینالمللی نقاشی تهران - آغاز به کار نمایشگاه - آغاز به کار ارزان نمایشگاه - آغاز به کار سایت نمایشگاه - جالب‎آغاز به کار نمایشگاه - به کار نمایشگاه بین‌المللی نقاشی - کار ارزان نمایشگاه بینالمللی پست - بین‌المللی - بین‌المللی نقاشی تهران خرید اینترنتی - بین‌المللی برای نقاشی روش تهران - آغاز به کار نمایشگاه بین‌المللی - نمایشگاه دانلود خرید اینترنتی بین‌المللی - کار نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران - نقاشی - نقاشی تهران خرید اینترنتی آغاز - نقاشی تهران موبا - نقاشی تهران جالب‎آغاز - به کار نمایشگاه بین‌المللی نقاشی - ارزان نمایشگاه بینالمللی پست نقاشی - کار سایت نمایشگاه بینالمللی نقاشی - به کار نمایشگاه بینالمللی نقاشی - نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران خرید - بینالمللی پست نقاشی تهران - تهران - تهران پنجمین مسابقه و نمایشگاه - تهران 27 آبان با حضور - تهران خرید اینترنتی آغاز به - کار نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران - و نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران - کار نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران - نمایشگاه بینالمللی پست نقاشی تهران - بین‌المللی نقاشی تهران پنجمین مسابقه - بین‌المللی نقاشی تهران 27 آبان

آغاز به کار نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران

نقاشی پنجمین مسابقه و نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران 27 آبان با حضور تنی چند از مسؤولان کانون و همکاران در مرکز آفرینش‌های فرهنگی و هنری کانون افتتاح شد.
به گزارش روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، جواد ارجمندفر مدیر مرکز آفرینش‌های فرهنگی و هنری در این مراسم با ارایه گزارشی گفت: 20030 اثر از 15 کشور جهان و 25 استان کشور با موضوع «من و اسباب‌بازی‌هایم» به دبیرخانه این مسابقه ارسال شد که 955 اثر به مرحله نهایی راه یافت.
نمایشگاهی از آثار برگزیدگان، از 27 آبان تا 10 آذر در مرکز آفرینش‌های فرهنگی و هنری واقع در خیابان حجاب دایر خواهد بود و در کنار این نمایشگاه فعالیت‌های هنری نقاشی، کلاژ، صورتک‌سازی و نمایش فیلم از ساعت 9 تا 17 به کودکان و نوجوانان ارایه می‌شود.
وی افزود: هیأت داوران این دوره از مسابقات، از مجموع 596 اثر، 42 اثر را شایسته مدال طلا، 67 اثر را شایسته مدال نقره، 90 اثر را شایسته مدال برنز و 397 اثر را شایسته دیپلم افتخار دانست.
ارجمندفر گفت: نمایشگاهی از آثار برگزیدگان، از 27 آبان تا 10 آذر در مرکز آفرینش‌های فرهنگی و هنری واقع در خیابان حجاب دایر خواهد بود و در کنار این نمایشگاه فعالیت‌های هنری نقاشی، کلاژ، صورتک‌سازی و نمایش فیلم از ساعت 9 تا 17 به کودکان و نوجوانان ارایه می‌شود.
مدیر مرکز آفرینش‌های فرهنگی و هنری یادآور شد در مراسم اهدا ی جوایز به برگزیدگان، که روز 7 آذر برگزار می‌شود، کاتالوگی از نقاشی کودکان و نوجوانانی که مدال‌های طلا، نقره و برنز دریافت کرده‌اند، توزیع خواهد شد.
سیدحسین وزیری معاونت پژوهش کانون نیز در این مراسم اظهار داشت: هنر ذاتی است و در آثار تجسمی که نمونه بارز آن نقاشی است، تجلی می‌کند. او همچنین گفت به نظر ما همه آثار برنده و درجه یک هستند زیرا هر اثر را یک فرد با ویژگی‌های خاص خود خلق می‌کند که این زمینه‌ای برای رشد و تشویق آنان است.
وی افزود: هنرمندان و نقاشان بزرگ از بین همین بچه‌ها برخاسته‌اند و ما باید قدر این کودکان را بدانیم و تلاش کنیم آنها مسیرشان را پیدا کنند تا راه برایشان هموار شود. این رسالت ماست برای شکوفایی اندیشه و خلاقیت آنها.

 

آغاز به کار نمایشگاه بین‌المللی نقاشی تهران




  
نویسنده : امید ; ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱

اقامت یک شب در ترکیه ارزان‌تر از شیراز!

برچسب های این مطلب:
اقامت - اقامت در یک هتل پنج - اقامت کنید و اتفاقا خدماتی - اقامت در یک هتل پنج - میانگین قیمت یک شب اقامت - توانید یک شب اقامت - میانگین قیمت یک شب اقامت - توانید یک شب اقامت - یک شب اقامت در یک - یک شب اقامت کنید و - یک - یک نرم افزار شب برنامه - اقامت دیدنی یک - شب - شب اقامت در یک هتل - شب اقامت کنید و اتفاقا - شب اقامت در یک هتل - میانگین قیمت یک شب - می توانید یک شب - میانگین قیمت یک شب - می توانید یک شب - قیمت یک شب اقامت در - توانید یک شب اقامت کنید - در - در یک هتل پنج ستاره - در شیراز 200 هزار تومان - در حالی که شما با - قیمت یک شب اقامت در - یک هتل پنج ستاره در - هزار تومان است در - با 80 هزار تومان در - شب اقامت در یک هتل - پنج ستاره در شیراز 200 - ترکیه - ترکیه می توانید یک - ترکیه پرداخت و افزود - ترکیه می توانید یک - تومان در هتلی در ترکیه - در ایران و ترکیه - تومان در هتلی در ترکیه - ک برترین شب در ترکیه - هتلی در ترکیه می - ایران و ترکیه پرداخت و - ارزان‌تر - ارزان‌تر دانلود از شیراز - در گالری ترکیه عکس ارزان‌تر - از - از 200 هزار تومان است - از یم با این قیمت - از این 350 هزار تومان - هتل پنج ستاره در شیر از - و کرمانشاه 350هزار تومان بپرد از - حدود 200 هزار تومان از - تورهای داخلی گفت پرو از - ستاره در شیر از 200 هزار - 350هزار تومان بپرد از یم با - شیراز!

میانگین قیمت یک شب اقامت در یک هتل پنج ستاره در شیراز 200 هزار تومان است. در حالی که شما با 80 هزار تومان در هتلی در ترکیه می‌توانید یک شب اقامت کنید و اتفاقا خدماتی را مانند وعده غذایی کامل و تفریحات نیز عرضه می‌کند. یک فعال تورهای داخلی تأکید کرد: توسعه گردشگری داخلی با این قیمت‌ها و نابسامانی‌ها، یک فاجعه است.

به گزارش ایسنا، امیرحسین جعفری به‌عنوان مدیر بخش ایرانگردی هلدینگ تخصصی گردشگری ایران با اشاره به افزایش 25 درصدی قیمت هتل‌های داخلی، گفت: این افزایش نرخ در استان‌های فارس، تهران و شمال کشور اتفاق افتاده است. چرا ما که کار اصلی‌مان توسعه تورهای داخلی است، باید برای سفر به کردستان و کرمانشاه 350هزار تومان بپردازیم. با این قیمت‌ها، چه کسی در این تورها شرکت می‌کند.

او ادامه داد: فقط حدود 200 هزار تومان از این 350 هزار تومان، برای هتل هزینه و بقیه آن صرف حمل و نقل و تغذیه می‌شود. کار کردن در این شرایط خیلی سخت است.

این فعال تورهای داخلی گفت: پروازهای خارجی بدون هیچ مشکلی و با قیمت‌های پایین انجام می‌شوند و مردم نیز آن‌ها را ترجیح می‌دهند. چگونه است که هتل‌های کشور‌های دیگر با قیمت‌های ارزان می‌توانند امور خود را بگذرانند؟!

جعفری پاسخ به این پرسش را که چرا هتل‌های ایران با وجود کمبود مسافر و ضریب اشغال پایین هم‌چنان به افزایش نرخ اصرار دارند؟ اظهار کرد: هزینه هتل‌داری بسیار بالاست، به همین دلیل، افزایش نرخ را درخواست می‌کنند؛ ولی چون تعداد هتل‌ها کم است و مردم در هر شرایطی مجبورند از این اماکن استفاده کنند، هتل‌داران با اطمینان قیمت‌های خود را افزایش می‌دهند.

او در ادامه به مقایسه نرخ دو هتل پنج ستاره و در یک سطح، در ایران و ترکیه پرداخت و افزود: میانگین قیمت یک شب اقامت در یک هتل پنج ستاره در شیراز 200 هزار تومان است. در حالی که شما با 80 هزار تومان در هتلی در ترکیه می‌توانید یک شب اقامت کنید و اتفاقا خدماتی را مانند وعده غذایی کامل و تفریحات نیز عرضه می‌کند.




  
نویسنده : امید ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱
تگ ها : اقامت ، یک ، شب ، ترکیه

خانم ها بخوانند

برچسب های این مطلب:
خانم - خانم ها مفید باشه به - خانم ها بخوانند3 - خانم ها بدانند‎توص 1740 - نظرش رسیده ممکنه برای خانم - می کنیم رفتیم کمپینگ خانم - مجموعه خانم - 1740 به خانم - ممکنه برای خانم ها مفید باشه - رفتیم کمپینگ خانم ها بخوانند3 - ها - ها وقت گذاشته و موارد - ها مفید باشه به - ها نمی تونن فکر کسی - یک مرد بعد از مدت ها - نظرش رسیده ممکنه برای خانم ها - پس لطفا بخوانید مرد ها - مثل تماشای ماه شب چ ها - بعد از مدت ها وقت گذاشته - ممکنه برای خانم ها مفید باشه - بخوانند - بخوانند 3 مجموعه - بخوانند ‎ - بخوانند ‎15 ژوئن 2011 - رفتیم کمپینگ خانم ها بخوانند - 1740 متاهل عکس بخوانند - فقط گالری خانم ها بخوانند - مجموعه خانمها بخوانند - خانم ها بخوانند 3 - متاهل عکس بخوانند
یک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته و موارد مردانه ای رو که به نظرش رسیده ممکنه برای خانمها مفید باشه، به رشته ی تحریر درآورده. پس لطفا بخوانید.

مردها نمی تونن فکر کسی رو بخونن.

دیدن مسابقه فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمون جذاب و قشنگه. اجازه بدید همین طور بمونه.

خرید کردن، مسابقه فوتبال نیست و امکان نداره که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.

گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.

لطفا چیزی رو که می خواهید، واضح بگید. اجازه بدید کمی روشن تر بگم، اشارات زیرکانه، اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمیاد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگید.

"بله" یا "خیر" بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.

لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید، این کاریه که ما مردا انجام می دیم. همدردی کردن وظیفه دوستان مونث شماست، نه ما مردها.

سردردی که هفده ماهه داره شما رو آزار می ده، یک مشکل واقعیه، لطفا به پزشک مراجعه کنید.

هر مطلبی که شش ماه پیش از طرف ما مردها گفته شده، الان به عنوان استدلال غیر قابل قبوله. در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر!

اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالا هستید! لطفا از ما نپرسید.

اگر مطلبی که ما گفتیم رو می شه دو جور ازش برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی و ناراحت می کنه، منظور ما اون یکی برداشت بوده!

شما می تونید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدیم، یا بهمون بگید که چطوری انجامش بدیم، نه هر دوش! اگر شما از قبل می دونید که چطوری می شه اون کار رو بهتر انجام داد، خوب خودتون دست به کار شید!

تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو می بینند! برای ما هلو یک میوه است نه رنگ! پرتقال هم یک جور میوه است نه رنگ! ما واقعا نمی فهمیم رنگ پوست پیازی یعنی چی؟!

اگر ما از شما بپرسیم "چی شده؟" و شما بگید "هیچی"، ما هم طوری رفتار می کنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده! ما می دونیم که شما دروغ می گید، اما ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بیاره!

وقتی ما دوتایی قراره بریم جایی، چیزی که شما پوشیدید کاملا مناسب و قشنگه… اینو واقعا می گم.

شما به اندازه ی کافی لباس دارید!

من کاملا خوش فورم هستم، گرد هم یک جور فورمه خوب!

ممنونم که اینو خوندید. آره، می دونم امشب باید تو آشپزخونه بخوابم! ولی اینو می دونستید برای ما مردا اصلا مهم نیست، فکر می کنیم رفتیم کمپینگ!

خانم ها بخوانند


3jokes . com

  
نویسنده : امید ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱
تگ ها : خانم ، ها ، بخوانند

آپدیت نود32 پنجشنبه 18 آذر 1389

برچسب های این مطلب:
آپدیت - آپدیت سوخت نود32 پنجشنبه برنامه - آپدیت - نود32 - نود32 پنجشنبه 18 آذر 1389 - نود32 برای سئو کاهش - نود32 - آپد 1740 ت نود32 - 1740 ت نرم افزار نود32 - 1740 ت نود32 - نود32 - 1740 ت نود32 پنجشنبه 18 - نرم افزار نود32 برای سئو - پنجشنبه - پنجشنبه 18 آذر 1389 - پنجشنبه 18 سا 1740 - پنجشنبه 18 کاهش آذر 1389 - 1740 ت نود32 پنجشنبه - نود32 نود32 پنجشنبه - 1740 ت نود32 پنجشنبه - 1740 ت نود32 پنجشنبه - ت نود32 پنجشنبه 18 آذر - نود32 پنجشنبه 18 سا - 18 - 18 آذر 1389 - 18 سا 1740 ت - 18 کاهش آذر 1389 - 1740 ت نود32 پنجشنبه 18 - نود32 پنجشنبه 18 - 1740 ت نود32 پنجشنبه 18 - 1740 ت نود32 پنجشنبه 18 - نود32 پنجشنبه 18 آذر 1389 - نود32 پنجشنبه 18 سا - آذر - آذر 1389 دل - آذر نود32 شنبه - آذر مجموعه 89 پست - ت نود32 پنجشنبه 18 آذر - سا 1740 ت آذر - نود32 شنبه 6 آذر - نود32 پنجشنبه 18 کاهش آذر - پنجشنبه 18 آذر 1389 - 1740 ت آذر - 1389 - 1389 دل نوشته - 1389 موبا - 1389 موبا - نود32 پنجشنبه 18 آذر 1389 - پنجشنبه 18 کاهش آذر 1389 - اسفند 89 19 12 1389 - نود32 پنجشنبه 18 آذر 1389 - 18 آذر 1389 - کاهش آذر 1389

Password: rmmksa88dk

Username: EAV-38640842
Password: ec4dv3s52m

Username: EAV-38640848
Password: j3hhjbdvh7

Username: EAVمنبع : داوود آنلاین

 




  

نویسنده : امید ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱
تگ ها : آپدیت ، نود ، پنجشنبه ، آذر

← صفحه بعد